|
از دریا به دریا چندروزی به شوقِ دیدنتان/تازه شدجان وتن،خداحافظ*یک زمانی به بزمِ دانش بود/کارِ ماسوختن،خداحافظ!
| ||
|
بانگ جرس (صدای زنگ کاروان) سراینده: حسین ممتحنی (حمید سبزواری)
1) برگ سفر: آذوقه و وسایل سفر به فلسطین- باره: اسب – خار و خاره : جناس ناقص افزایشی - در مصرع دوم خارهای بیابان و سنگ های خارای جاده به سدّ (مانع بزرگ) تشبیه شده اند. – دل بندیم: کنایه از رضایت بدهیم. معنی بیت: هنگام آن است که توشه ی سفر را بر اسب ببندیم و آماده ی سفر شویم/ و قصد کنیم از بیابان های پر از خار و کوه های پر از سنگ (همه ی مشکلات و موانع) عبور کنیم. 2) بانگ: فریاد، اعلام کردن - رحیل: حرکت و سفر – جرس: زنگِ کاروان – وای: دریغا، افسوس (صوت یا شبه جمله) – تضاد بین بانگ برخاستن و خاموش بودن معنی بیت: از هر جانب بانگ کوچ کردن به گوشم می رسد/ زنگ کاروان به صدا درآمده است، وای بر من که آرام و خاموش هستم. 3) دریادلان: کنایه از افراد شجاع و جنگجو – پا در رکاب کردن: کنایه از سوار اسب شدن – راهوار: اسب تیزرو معنی بیت: انسان های دلیر و شجاع سفر را آغاز کردند/ پا در رکاب اسب تندروی خود نهاده و آماده ی حرکت و هجوم هستند. 4) دراز بودن راه: کنایه مشکلات فراوان سفر به فلسطین – پروا: ترس – کارساز: کنایه از مشکل گشا ای بـرادر، زمان سفـر فرا رسیـده و راه طولانـی است/ نترس، شتاب کـن که همّـت و تلاش کارساز و مشکل گشا است. 5) باره راندن: کنایه از تاختن اسب – دامن: مجازاً جاده ها و راه های ناهموار – بوسه گاه: کنایه از مکان مقّدس و عبادتگاه – وادی ایمن : نام دیگر صحرای سینا که بخشی از فلسطین و محل حضور موسی (ع) در برابر خداوند بوده است. – کلّ بیت دارای تلمیح است. معنی بیت: زمان سفر فرا رسیده است باید اسب را بر دامن کوه و صحرا (جاده ها و راه های ناهموار ) بتازانیم/ و تا سرزمین فلسطین که مقدّس و شایسته ی زیارت است، پیش برویم. 6) فرعونیان: استعاره ازحکومت اسرائیل – قبطیان: گوساله پرستان یا مشرکانی که از فرعون حمایت می کردند. در اینجا، استعاره از طرفداران اسرائیل – موسی: استعاره از امام خمینی – نیل: استعاره از معجزه ی خدا که نابود کننده ی کفّار و نجات دهنده ی مؤمنان است. – کل بیت تلمیح به ماجرای فرعون و موسی دارد. معنی بیت: صحرا پر از دشمنان و صهیونیست های اشغالگر است/ امام خمینی پیشرو و راهنما است و دشواری های فراوان به همراه معجزات نجات بخش الهی بر سر راه قرار دارد. 7) خانه: استعاره از کشور فلسطین – تنگ بودن خانه: کنایه از اشغال شدن فلسطین به دست صهیونیست ها و غیر قابل تحمل شدن – آرایه تکرار برای تأکید بیشتر بر عمق فاجعه – بین تنگ و ننگ جناس ناقص اختلافی است معنی بیت: ای برادر (دوست عزیز و همفکر)، به خاطر اشغال خاک ما، خانه بر ما تنگ شده/ و ننگ است که بیگانگان سرزمین ما را اشغال کنند و در وطن ما باشند. 8) دشمن: مجازاً اسرائیل – تخت و نگین: مجازاً حکومت و قدرت - اهریمن (شیطان): استعاره از دولت اسرائیل – تخت و نگین و اهریمن ، تلمیح به ماجرای دزدیده شدن تخت شاهی و نگین انگشتر حضرت سلیمان به دست یکی از دیوان دارد. معنی بیت: فرمان رسید که سرزمین فلسطین را از دشمن پس بگیرید/ و آن را از دست صهیونیست های اشغالگر آزاد کنید. 9) کلیم (کلیم الله: همسخن خدا: لقب حضرت موسی)، استعاره از امام خمینی - سامری: استعاره از اسرائیل (سامری: یکی از کافران زمان موسی که در غیاب او ادعای پیامبری کرده و گوساله ای طلایی ساخت که مردم فریبش را خوردن و به گوساله پرستی گرویدند. – ولی: رهبر (ولی فقیه) – کل بیت تلمیح به ماجرای موسی و سامری دارد. معنی بیت: امام خمینی قصد نابودی اشغالگران اسرائیلی را کرده است/ ای یاران، باید رهبر را یاری نمود. 10) جلودار: رهبر انقلاب (امام) – هامون: دشت (مجازاً فلسطین) – بین دشت و دریا : تناقض یا متناقض نما معنی بیت: حکم و فرمان رهبر است که بر دشت بتازید/ حتّی اگر دشت دریایی از خون شود، باز هم بتازید و پیش بروید. 11) فرض: واجب، فریضه – تیغ: شمشیر - تیغ باریدن: کنایه از کشته شدن با سلاح دشمن – گو ببارد: کنایه: بگذار شمشیر از آسمان ببارد، مهم نیست. معنی بیت: اطاعت و فرمانبرداری از حکم رهبر واجب است/ و در این راه حتّی اگر بر سر ما شمشیر ببارد، بگو ببارد، دشوار نیست. 12) جانان: مجازاً دوست عزیز و صمیمی - تیغ: شمشیر - تیغ باریدن: کنایه از کشته شدن با سلاح دشمن – گو ببارد: کنایه: بگذار شمشیر از آسمان ببارد، مهم نیست. – جان سپر کردن: کنایه از استقبال از مرگ – آرایه ی تکرار کلمات در ابیات برای تأکید بیشتر. معنی بیت: ای دوست من، برخیز و قصد سفر کن/ و حتّی اگر شمشیر ببارد، جان خود را سپر کن و از جان مایه بگذار. 13) جولان (مصرع اول): تپه های جنوب لبنان و مرز لبنان و فلسطین - جولان (مصرع دوم): تاختن اسب - جناس تام یا کامل بین جولان(اول) و جولان(دوم) – خط: مجازاً مرز معنی بیت: ای دوست من، برخیز تا به سوی بلندی های جولان حرکت کنیم/ و از آن جا با تاخت و تاز تا حدّ لبنان برویم. 14) خفته: کنایه از مدفون شده - غم بنهفته: کنایه از داغ عزیزان – بین سو و کو : جناس ناقص اختلافی معنی بیت: آن سرزمینی که هر سویش شهیدان بسیاری دارد/ و در همه ی کوچه هایش غمی پنهان وجود دارد. 15) لبنان: مجازاً شهدای لبنان - دیر یاسین: کلیسای مقدسی در فلسطین که به دست اسرائیلیان به آتش کشیده شد. معنی بیت: ای دوست من، غم ِ لبنان ما را کشت/ و داغ کشتار مردم دیریاسین پشت ما را شکست. 16) رُفتن: پاکیزه و تمیز کردن- با مژه ها (مژگان) تمیزکردن و سینه خیز رفتن ، کنایه از تحمّل سختی های سفر به فلسطین. – بین رُفت و رَفت، جناس ناقص حرکتی (اختلاف در مصوّت های کوتاه) وجود دارد. معنی بیت: باید با مژگان خود، گرد و غبار را از طور سینا پاک کرد/ و سینه خیز و با نهایت شوق و اشتیاق از این جا تا فلسطین رفت. 17) چاووش (پبشروی لشکر و سپاه): استعاره از تبلیغ کننده فرمان و سخن امام خمینی – آنک: اینک، حالا – علم: پرچم مبارزه – علم بر دوش گرفتن: کنایه از رهبری مبارزه با اسرائیل معنی بیت: ای دوست من، برخیز و بانگ پیشرو لشکر را بشنو/ اکنون امام ما پرچم به دوش گرفته و آماده ی حرکت است. 18) تکبیر زن: الله اکبرگویان (کنایه خدا را به عظمت یادکردن) – لبّیک گفتن: کنایه از اطاعت کردن – رهوار: اسب تیزرو – جلودار: رهبر – همپا: همراه - دیار قدس: فلسطین معنی بیت: تکبیرزنان و لبّیک گویان بر اسب تندروی خود بنشین/ و همراهِ امام به سوی مقصد که دیار قدس است، حرکت کن. [ ] [ ] [ فرهاد رنجبرراد (تنهاترین تنها) ]
|
||
| [قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] | ||