X
تبلیغات
از دریا به دریا

از دریا به دریا
چندروزی به شوقِ دیدنتان/تازه شدجان وتن،خداحافظ*یک زمانی به بزمِ دانش بود/کارِ ماسوختن،خداحافظ! 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

بانگ جرس    (صدای زنگ کاروان)

سراینده: حسین ممتحنی (حمید سبزواری)

1) برگ سفر: آذوقه و وسایل  سفر به فلسطین- باره: اسب خار و خاره : جناس ناقص افزایشی -  در مصرع دوم خارهای بیابان و سنگ های خارای جاده به سدّ (مانع بزرگ) تشبیه شده اند. دل بندیم: کنایه از رضایت بدهیم.

 معنی بیت: هنگام آن است که توشه ی سفر را بر اسب ببندیم و آماده ی سفر شویم/ و قصد کنیم از بیابان های پر از خار و کوه های پر از سنگ (همه ی مشکلات و موانع) عبور کنیم.

2) بانگ: فریاد، اعلام کردن -  رحیل: حرکت و سفر جرس: زنگِ کاروان وای: دریغا، افسوس (صوت یا شبه جمله) تضاد  بین بانگ برخاستن و خاموش بودن

معنی بیت: از هر جانب بانگ کوچ کردن به گوشم می رسد/ زنگ کاروان به صدا درآمده است، وای بر من که آرام و خاموش هستم.

3) دریادلان: کنایه از افراد شجاع و جنگجو پا در رکاب کردن: کنایه از سوار اسب شدن راهوار: اسب تیزرو

معنی بیت: انسان های دلیر و شجاع سفر را آغاز کردند/ پا در رکاب اسب تندروی خود نهاده و آماده ی حرکت و هجوم هستند.

4) دراز بودن راه: کنایه مشکلات فراوان سفر به فلسطین پروا: ترس کارساز: کنایه از مشکل گشا

ای بـرادر، زمان سفـر فرا رسیـده و راه طولانـی است/ نترس، شتاب کـن که همّـت و تلاش کارساز و مشکل گشا است.

5) باره راندن: کنایه از تاختن اسب دامن: مجازاً جاده ها و راه های ناهموار بوسه گاه: کنایه از مکان مقّدس و عبادتگاه وادی ایمن : نام دیگر صحرای سینا که بخشی از فلسطین و محل حضور موسی (ع) در برابر خداوند بوده است. کلّ بیت دارای تلمیح است.

معنی بیت: زمان سفر فرا رسیده است باید اسب را بر دامن کوه و صحرا (جاده ها و راه های ناهموار ) بتازانیم/ و تا سرزمین فلسطین که مقدّس و شایسته ی زیارت است، پیش برویم.

6) فرعونیان: استعاره ازحکومت اسرائیل قبطیان: گوساله پرستان یا مشرکانی که از فرعون حمایت می کردند. در اینجا، استعاره از طرفداران اسرائیل موسی: استعاره از امام خمینی نیل: استعاره از معجزه ی خدا که نابود کننده ی کفّار و نجات دهنده ی مؤمنان است. کل بیت تلمیح به ماجرای فرعون و موسی دارد.

معنی بیت: صحرا پر از دشمنان و صهیونیست های اشغالگر است/ امام خمینی پیشرو و راهنما است و دشواری های فراوان به همراه معجزات نجات بخش الهی بر سر راه قرار دارد.

7) خانه: استعاره از کشور فلسطین تنگ بودن خانه: کنایه از اشغال شدن فلسطین به دست صهیونیست ها و غیر قابل تحمل شدن آرایه تکرار برای تأکید بیشتر بر عمق فاجعه بین تنگ و ننگ جناس ناقص اختلافی است

معنی بیت:  ای برادر (دوست عزیز و همفکر)، به خاطر اشغال خاک ما، خانه بر ما تنگ شده/ و ننگ است که بیگانگان سرزمین ما را اشغال کنند و در وطن ما باشند.

8) دشمن: مجازاً اسرائیل تخت و نگین: مجازاً حکومت و قدرت -  اهریمن (شیطان): استعاره از دولت اسرائیل تخت و نگین و اهریمن ، تلمیح به ماجرای دزدیده شدن تخت شاهی و نگین انگشتر حضرت سلیمان به دست یکی از دیوان دارد.

معنی بیت: فرمان رسید که سرزمین فلسطین را از دشمن پس بگیرید/ و آن را از دست صهیونیست های اشغالگر آزاد کنید.

9) کلیم (کلیم الله: همسخن خدا: لقب حضرت موسی)، استعاره از امام خمینی -  سامری: استعاره از اسرائیل (سامری: یکی از کافران زمان موسی که در غیاب او ادعای پیامبری کرده و گوساله ای طلایی ساخت که مردم فریبش را خوردن و به گوساله پرستی گرویدند.   ولی: رهبر (ولی فقیه) کل بیت تلمیح به ماجرای موسی و سامری دارد.

معنی بیت: امام خمینی قصد نابودی اشغالگران اسرائیلی را کرده است/ ای یاران، باید رهبر را یاری نمود.

10) جلودار: رهبر انقلاب (امام) هامون: دشت (مجازاً فلسطین) بین دشت و دریا : تناقض یا متناقض نما

معنی بیت: حکم و فرمان رهبر است که بر دشت بتازید/ حتّی اگر دشت دریایی از خون شود، باز هم بتازید و پیش بروید.    

11) فرض: واجب، فریضه  تیغ: شمشیر - تیغ باریدن: کنایه از کشته شدن با سلاح دشمن گو ببارد: کنایه: بگذار شمشیر از آسمان ببارد، مهم نیست.

معنی بیت:  اطاعت و فرمانبرداری از حکم رهبر واجب است/ و در این راه حتّی اگر بر سر ما شمشیر ببارد، بگو ببارد، دشوار نیست.

12) جانان: مجازاً دوست عزیز و صمیمی - تیغ: شمشیر - تیغ باریدن: کنایه از کشته شدن با سلاح دشمن گو ببارد: کنایه: بگذار شمشیر از آسمان ببارد، مهم نیست. جان سپر کردن: کنایه از استقبال از مرگ آرایه ی تکرار کلمات در ابیات برای تأکید بیشتر.

معنی بیت: ای دوست من، برخیز و قصد سفر کن/ و حتّی اگر شمشیر ببارد، جان خود را سپر کن و از جان مایه بگذار.

13) جولان (مصرع اول): تپه های جنوب لبنان و مرز لبنان و فلسطین -  جولان (مصرع دوم): تاختن اسب -  جناس تام یا کامل بین جولان(اول) و جولان(دوم) خط: مجازاً مرز

معنی بیت: ای دوست من، برخیز تا به سوی بلندی های جولان حرکت کنیم/ و از آن جا با تاخت و تاز تا حدّ لبنان برویم.

14) خفته: کنایه از مدفون شده -  غم بنهفته: کنایه از داغ عزیزان بین سو و کو : جناس ناقص اختلافی

معنی بیت:  آن سرزمینی که هر سویش شهیدان بسیاری دارد/ و در همه ی کوچه هایش غمی پنهان وجود دارد.

15) لبنان: مجازاً شهدای لبنان -  دیر یاسین: کلیسای مقدسی در فلسطین که به دست اسرائیلیان به آتش کشیده شد.

معنی بیت:  ای دوست من، غم ِ لبنان ما را کشت/ و داغ کشتار مردم دیریاسین پشت ما را شکست.

16) رُفتن: پاکیزه و تمیز کردن- با مژه ها (مژگان) تمیزکردن و سینه خیز رفتن ، کنایه از تحمّل سختی های سفر به فلسطین. بین رُفت و رَفت، جناس ناقص حرکتی (اختلاف در مصوّت های کوتاه) وجود دارد.

معنی بیت: باید با مژگان خود، گرد و غبار را از طور سینا پاک کرد/ و سینه خیز و با نهایت شوق و اشتیاق از این جا تا فلسطین رفت.

17) چاووش (پبشروی لشکر و سپاه): استعاره از تبلیغ کننده فرمان و سخن امام خمینی آنک: اینک، حالا علم: پرچم مبارزه علم بر دوش گرفتن: کنایه از رهبری مبارزه با اسرائیل

معنی بیت: ای دوست من، برخیز و بانگ پیشرو لشکر را بشنو/ اکنون امام ما پرچم به دوش گرفته و آماده ی حرکت است.

18) تکبیر زن: الله اکبرگویان (کنایه خدا را به عظمت یادکردن) لبّیک گفتن: کنایه از اطاعت کردن رهوار: اسب تیزرو جلودار: رهبر همپا: همراه - دیار قدس: فلسطین

معنی بیت: تکبیرزنان و لبّیک گویان بر اسب تندروی خود بنشین/ و همراهِ امام به سوی مقصد که دیار قدس است، حرکت کن.

[ ] [ ] [ فرهاد رنجبرراد (تنهاترین تنها) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

"خويش را باور كن!..."

هيچ كس جز تو نخواهد آمد
هيچ كس
بر درِ اين خانه نخواهد كوبيد
شعله يِ روشنِ اين خانه
تو بايد باشي
هيچ كس جز تو نخواهد تابيد
سروِ آزاده يِ اين باغ
تو بايد باشي
هيچ كس چون تو نخواهد روييد
چشمه ي جاريِ اين دشت
تو بايد باشي
هيچ كس چون تو نخواهد جوشيد
باز كن پنجره،
صبح آمده است
در اين خانه يِ رخوت بگشاي
باز هم منتظري؟!
هيچ كس بر درِ ِ اين خانه
نخواهد كوبيد
و نگويد: «برخيز
بامداد است و بهار آمده است.»
خانه
خلوت تر از آن است
كه مي پنداري
سايه
سنگين تر از آن است
كه مي پنداري
داغ
ديرين تر از آن است
كه مي پنداري
باغ
غمگين تر از آن است
كه مي پنداري
ریشه ها مي گويند:
«ما تواناتر از آنيم
كه مي پنداري»

***
هيچ كس جز تو
نخواهد آمد
هيچ بذري بي تو
روي ِ اين خاك
نخواهد پاشيد
خرمني كوت نخواهد گرديد
هركجا چرخي
بي چرخشِ تو
هركجا چرخي
بي چالش و بي خواهشِ تو
بي تواناييِ انديشه و عزمِ تو
نخواهد چرخيد
اسبِ انديشه يِ خود را
زين كن
تكسوارِ ِ سحرِ ِ جادّه
تو بايد باشي
و خدا مي داند
كه خدا مي خواهد
تو خود آني باشي،
بر پهنه يِ خاك

نازنين!
داسِ بي دسته يِ ما
سال ها
خوشه يِ نارسته يِ بذري
برچيد
كه به دستِ پدرانِ ما
بر خاك نريخت

***
كودكانِ فردا
خرمنِ ِ كشته يِ امروزِ ِِ تو را
مي جويند
خواب و خاموشيِ امروزِ تو را
در حضورِِ تاريخ
در نگاهِ فردا
هيچ كس بر تو
نخواهد بخشيد

***
باز هم منتظري؟!
هيچ كس بر درِ اين خانه
نخواهد كوبيد
و نگويد «برخيز
بامداد است و بهار آمده است.»

***

تو بهاري
آري!...
خويش را باور كن!...

(ف. تنهاترین تنها)
موضوعات وب
امکانات وب

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مترجم مطالب این سایت به زبان های زنده دنیا